» دانلود آهنگ جدید علی بابا و عمران به نام مسافر

سایت رسمی علی بابا

یکشنبه , ۳۰ مهر , ۱۳۹۶
ldwebhost
آهنگ های جدید

EMRAN Ft Amir Kalhor Ft Ali Baba Mosafer دانلود آهنگ جدید علی بابا و عمران به نام مسافر

برای دانلود آهنگ مسافر به ادامه مطلب مراجعه کنید …

.

تنظیم : عمران

__________________________________

پیج رسمی علی بابا در اینستاگرام

instagram.com/alibabadlove

دنبال کنید …

__________________________________


درصورت نبودن یا مشکل داشتن لینک دانلود لطفا ما را از طریق نظرات مطلع کنید


کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما

کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید

tele
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

ارسال دیدگاه جدید

۱۹۴ نظر ارسال شده
  1. fatiii گفت:

    سبک نیمکت و غریبه خوش اومدی۱
    و شب سفید رو خیییییییییییییییییییلی دوس دارم

  2. fatiii گفت:

    سبک نیمکت و غریبه خوش اومدی۱
    و شب سفید رو خیییییییییییییییییییلی دوس دارم اوکی

  3. مهدی گفت:

    سلام. وقت بخیر. یه سوال داشتم در مورد اهنگ مسافـر ، قسمت اخر که علی بابا میخوونه بعد از اونجا که میگه ” کمرم شکسته ، من ندارم ….. ” این قسمت چی میگن. ( من ندارم …. ) ، زمان اهنگ : ۰۴:۰۵ . تشکر

  4. دمت گرم داش علی من بچه کرجم عاشق دیس لاو ام دخترا خرابم کردن

  5. yosef گفت:

    عاشق سبک خوندنشم وا قان حرف دلمو زده تو این اهنگ نامممممممممممممممممممممموسن لایک

  6. محمد الونگ گفت:

    واقعا مردی علی جون.. د برو با بهزاد پکسم بخون دیگ

  7. راستی اول برو اهنگای عمرانو گوش کن تمرین کن بعد بیا گو خوریه دختر مردمو کن//عاشق عمران //wolfboy//

  8. ali beyk گفت:

    فدای غمات داش علی

  9. nimaaa گفت:

    داداش خیلی مرد فقط آهنګ های بیشتری بزار حال کنیم خخخخخخخخخخخ

  10. ```mr.his``` گفت:

    علی بابا علی بابا علی بابا دیوونتم . علی بابا بهترینی یدونه ای به قران . بازم از این اهنگا بخونین . دمتون گرم دمه همتون گرم

  11. ebi72 گفت:

    سلام علی جان خوبی؟
    امیدوارم صدات همیشه به گوشمون برسه
    خیلی دوست داریم
    همه کاراتو دنبال میکنیم
    من پسرخاله مهدی حبیبی هستم
    اگه امکانش هست شمارمو میذارم باهام تماس بگیر
    ۰۹۱۲۹۳۵۷۴۶۸
    منتظرم
    به امید دیدار

  12. امید گفت:

    هیچ آهنگی این نمیشه واقعا فوق العادست بقیه ۰

  13. على گفت:

    اخه کدوم اهنگتو بگم…همش تکه…
    غريبه خوش اومدى ۱و۲/ سرباز۱و۲/پرى درياىى…
    همش ىه طرف غرىبه خوش اومدى۱ يه طرف …عاليه…

  14. ErFaN گفت:

    خیلی عالی. آهنگ های آینه.خیابون. دیوونه.عکس یادگاری خیلی دوست دارم

  15. ماهان گفت:

    سلام.علی پیشنهاد میکنم اگه میتونی و امکانش هست با علی عبدالمالکی یا مرتضی سرمدی بخون

  16. حسین خانی گفت:

    سلام خوبید هر چیس میخوایید بپرسید

  17. حسین خانی گفت:

    این چهار سال از زندگیم الان رو اینددم تاثیر گذاشته خیلی دلارام خانوم اگه امکان داره ساعت ۹ امشب تو سایت باشین اینجوری یه ماه طول میکشه که بگم

  18. دلارام گفت:

    باش نه این صفحه ام

  19. دلارام گفت:

    ای وای مردم از تنهایی

  20. حسین خانی گفت:

    سلام اره

  21. حسین خانی گفت:

    خدانکنه دلارام خانوم

  22. دلارام گفت:

    حالا بفرما
    فقط به چیزی من خسته میشم از دوم شخص جمع ..
    بیا دوم شخص مفرد بحرفیم

  23. حسین خانی گفت:

    نه زیاد شما چطورین

  24. دلارام گفت:

    خب شروع کن

    چرا چی شده
    کجا آشنا شدین
    کجایی هستین

  25. دلارام گفت:

    چون شما ناراحتی منم ناراحتم

  26. دلارام گفت:

    اهل کجایی
    رشته ات چیه
    خواهر برادری داری
    چقدر به خدا نزدیکی

  27. حسین خانی گفت:

    اهل ارومیه ترم چهار معماری پیش خدا شرمندم امروز شنیدم عقد کرده نامزد شده

  28. دلارام گفت:

    کجا کی آشنا شدین
    چقدر باهم بودین
    چرا بهم زدیم

  29. دلارام گفت:

    راحت باش
    درکت میکنم
    هر چی میخوای بگو
    هرچی که نمی تونی بگی و برام بنویس
    حتی میخوای فحش بده کلا راحت باش

  30. حسین خانی گفت:

    ۴ سال پیش دیدمش اتفاقی اون موقع ۱۶ سال داشتم اولین بارم بود به دلم نشت رفته رفته عاشقش شدم روزی پنج شیش بار میرفتم محلشون فقط یبار ببینمش

  31. دلارام گفت:

    خیلی مختصر جواب میدی

  32. حسین خانی گفت:

    این محله رفتنا کم کم داش مدتش زیاد میشد پنج ماه شش ماه یه سال هر سال محرم دو سال سه سال من فقط سه سال به عشقش مثل اوارها این طرفو اون طرف دوییدم از اولم قسمتم نبود اونقد بخدا گله و شکایت کردم که چرا نمیشد یبار یه موقیت مناسب پیش بیاد حرف دلمو بزنم

  33. دلارام گفت:

    بالاخره زدی یا نه؟؟
    چی شد

  34. حسین خانی گفت:

    انقد تو تو اون سه سال خودمو نگه داشتم بقول عمران که میگه خیلا پا دادنو من پا ندادم انقد با یادش تو ذهنم رویا ساختم تمام ارزوهامو با اون تصور میکردم هر وقت تو خیابون جایی میدیدمش انگار کل دنیا مال من بود وقتی نمیدیمش خیلی ناراحت میشدم

  35. دلارام گفت:

    خب بعد از سه سال دربه داری چی شد؟
    عمران کیه؟

  36. حسین خانی گفت:

    پارسال تابستون بلاخره به یه طریقی تونستم شمارشو بدست بیارم انقده خوشحال بودم که وقتی باهاش رابطه برقرار کردمهمه ارزو هام نابود شد

  37. حسین خانی گفت:

    عمران همون خواننده دیس لاو خونه

  38. دلارام گفت:

    رابطه؟؟؟؟؟؟
    چطور؟

  39. حسین خانی گفت:

    من دیر بهش رسیدم اون عاشق یکی دیگه شده بود وقتی اینو گفت اونقده گریه کردم اون روزا حس میکردم دیگه رویاهام نابود شده بود ولی این ظاهر ماجر بود

  40. حسین خانی گفت:

    نمیتونستم ازش دست بکشم من سه سال با یادش زندگی کرده بودم بعد یه مدت حرفیدن باهم قرار گذاشتیم بریم بیرون بهم گفت اون پسره که قبل من باهاش بوده هم میاد که مثلا بین من اون یکیو انتخاب کنه

  41. دلارام گفت:

    اوهوووو
    رفتی بیرون .چی شد
    ؟

  42. حسین خانی گفت:

    ولی قضیه اونجوری که اون گفته بود نبود پایه یه نفر دیگه هم وسط بود اون احتمالا با دوستای مدرسش شرط بندی کره بودش که دو تا از دوس پسراشو باهم ببره بیرون تا خودوشو به رخ دوستاش بکشه

  43. دلارام گفت:

    واااای
    از کجا فهمیدی؟؟
    بعد چیکار کردی

  44. حسین خانی گفت:

    رفتیم بیرون من کنارش حس خیلی خوبی داشتم اولین بارم بود که کنارش بودم ولی بهد چند دقیقه فهمیدم جریان چیه خودمو کنترل کردم به روش نیاوردم بعد بهم گفت از این خوشم نمیاد شمارشو بهت میدم که بگی دیگه به من نزنگه بعد برگشتن تا شب گریه کردم اون دختر پاکی که من فکر میکردمو نشون داده بود نبود انگار طرف مقابلم یه ادم هرزه تبار بود

  45. دلارام گفت:

    الهی…

    تو اینارو میدیدی و دوستش داشتی؟؟؟
    بعد چی شد

  46. حسین خانی گفت:

    دیگه کامل افسرده شده بودم اون پسره شماره خودشو داده بود به من اونم عاشقش شده بود اما نه مثل من اون بیست روز بود من سه سال عاشقش بودم با اینکه گفته بودم جریانمو بازم منو با اون مقایسه کرده بود اینم ازارم میداد من نتونستم خودمو کنترل کنم بعد چند روز جریانو به اون پسره گفتم با اون دوست شدیم باهم رفتیم جلو مدرسه دیدیم برا شماره گرفتن از یه پسره داره امار میده بهد اون پسره ازش زده شد بهم گفت ممنوم که چشامو باز کردی چند تا فش بهش دادو دیگه رفت دنبال زندگیش

  47. دلارام گفت:

    چند سالش بود اون که آنقدر راحت و آزاد بوده

  48. حسین خانی گفت:

    ولی من نتونستم هنوزم نتونستم دوستامم میگفتن حسین اون همه پسرای محل میشناسن دس بردار اون عادت کرده به اینکه از هرکی که بهش پیشنهاد بده شماره بگیره ولی نمیتونستم قبول کنم بعد اینکه با اون پسره دیدمش تو اون حال منم باهاش کات کردم و چند روز به زور خودمو نگه داشتم بهش اس ندادم

  49. دلارام گفت:

    با اون پسر در چه حالی دیدیش

  50. حسین خانی گفت:

    ۱۷ سالش بود اون خیلی زیرک بود اعتماد خانوادشو جلب کرده بود البته خانوادشم از لحاظ پوشش ازاد گذاشته بودنش احتمالا اعتماد داشتن بهش

  51. دلارام گفت:

    آبروی دختر هارو هم برده

  52. حسین خانی گفت:

    امار میداد که شماره بگیره از کسی که میخواست شماره بده پرسیدیم گفت اینا هر روز از یکی شماره میگیرن

  53. دلارام گفت:

    جواب احساس پاکت این بود؟؟؟

    منطق ات کجا بود پسر؟؟
    خانواده ات کجا بودن
    تک فرزندی.؟؟

  54. حسین خانی گفت:

    چند روز خودمو نگه داشتم که اس ندم ولی نتونستم بازم غرورموشکستم اس دادم میگفت به من تهمت زدی من از پسرا بدم میاد از هیشکی شماره نمیگیرم به قران به جون خانوادش قسم میخورد منم حرفاشو باور کردم چون واقعا نمیتونستم ازش دست بکشم بهم گفت برو چون فکر میکرد حتما نقشه هایی دارم فک نمیکرد که اینقده احمق باشم که باز عاشقش باشم بهم گفت من خواستگار دارم فلانو از این حرفها دیگه نزنگ من با اینگه خیلی برام سخت بود گفتم باشه

  55. حسین خانی گفت:

    یه ماه گذشت تویه این یه ماه بازم تو ذهنم بود بازم غرورمو شکستم دیگه غروری نمونده بود که بشکنم بازم زنگ زدم ولی خاموش بود اون یدونه خط نداشت چندتا سیم ایرانسل داشت که هر کدومو از یه پسر گرفته بود دیگه داشتم میمردم رفتم جلو مدرسه زنگ اخر سشنبه ها خالی داشت کنار مدرشون یه پارک بود اونجا میگشتن تا سرویس بیاد

  56. دلارام گفت:

    به پارانتز وسط حرفات

    من اصلا قصد بدی ندارم
    من تا حالا با هیچ پسری حرف نزدم حتی تو فامیل
    اینجا هم بخاطر دوستم مهتا اومدم که مشکل شو حل کنم
    که متوجه شما شدم

    علاقه ی شدیدی به روانشناسی دارم و تا حالا هم ۳ نفر و راهنمایی کردم و باهاش حرف زدم و مشکل شو حل کردم و الان خیلی موفقند

    حالا ادامه بده

  57. حسین خانی گفت:

    رفتم تو پارک شمارشو بگیرم بحرفیم بهش گفتم معذرت میخوام بهت تهمت زدم میدونستم که هرزس ولی بازم دلم باور نمیکرد جلو دوستاش بهش گفتم که قلت کردم گوه خوردم که تمت زدم تا دلشو بدست بیارم دوباره ولی باور نکرد حرفامو بازم دربدری اومود سراغم هر هفته میرفتم جلو مدرسه سه شنبها خواستم براش کادو بگیرم تا دلشو بدست بیارم دوباره یه بار که رفته بودم جلو مدرسه منو دید پیش دوستاش شبش خودش بهم زنگ زد انگار یه نقشه دیگه داشت

  58. دلارام گفت:

    خب زنگ زد چی گف

  59. حسین خانی گفت:

    گفت با اینکه خیلی تهمت زدی میبخشمت انگار اونم به حماقتم پی بورده بود چند روز حرفیدیم بهم گفت گوشی ندارم تو مدرسه گرفتن میتونی بخری واسم منم با خریت تمام قبول کردم که بخرم سشنبه قرار گذاشتیم بدم بهش

  60. دلارام گفت:

    گوشی خریدی و دادی بهش
    در جواب چیکار کرد

  61. حسین خانی گفت:

    کنار پارک گوشیرو بهش دادم بعد نیم ساعت چرخیدن اطراف مدرسه دیدم اطراف مدرسه با دوستاش گفتم بیا اینور خندیدو گفت باشه بعد رفتن طرف مدرسه که یهو یه پسر پیدا شد رفت کنارش شونه به شونش رفتن اون بزور میخواست فاصله بگیره از پسره من پسررو صدا کردم باهاش جرو بحث کردم گفت دوس دختر منه من باور نکردم شمارشو نشونم داد انگار کل دنیا رو سرم اوار شد بهش اس دادم این پسره کیه گفت دوست پسر دوستمه بازم زیر بار نرفت منم که خیلی عصبی بودم گفتم خفه شو گوشیمو از گرفتم رفتم خونه داغون بودم اس دادم گفتم نمیشناسم تموم کردم

  62. دلارام گفت:

    الان چند ماهه که بیخیالش شدی؟؟

  63. حسین خانی گفت:

    نه بازم چند باری حرفیدیم گاهی اون روزا یه بار سعی کردم از پل هوایی پپرم خود کوشی کنم ولی نشد دوستام گفتنگفتن با یکی دیگه دوس شو تا فراموشش کنی بعد اون با چهار پنج نفر دوس شدم ولی با همشون خودم تموم کردم چون هر کاری کردم نتونستم به ظاهر عشق اولمو فراموش کنم الان میشه ۹ ماهی که دیگه رابطه ندارم تابستونم یبار که زده بودم به سرم خودمو انداختم جلو ماشین نصف شبی امروزم غروب شنیدم عقد کرده الان همه فک میکنن فراموشش کردم ماه محرم امسال دیدمش چند باری محلش نذاشتم ولی واقعا خیلی افسردم بی هدف زندگی میکنم این حرفارو گفتم اون روزا یادم اومد

  64. دلارام گفت:

    خجالت نکشیدی؟؟؟

    خدا خودش خواسته که تو باشی به زور میخوای نباشی؟؟

    واقعا که
    لیاقت تو اذن دختره اس.
    دختری که هر روز با یکی هست
    خدا یه خوبش و واست نگه داشته
    البته اگه با کارات نظرش و عضو نکنی

  65. دلارام گفت:

    بی هدف بودن یعنی به یاد خدا نبودن

    تا حالا شده وضو بگیری بشینی با عشق با خدات بحرفی؟
    تا حالا شده تو بهترین لحطاتت با خدا باشی

    وقتی تو داری خودت و میکشی از خدا نخواه که صدات کنه
    یا ببین اتت
    یا حرف دلت و گوش کنه،
    ولی امیدوار باش از فرعون بدتر که نیستی؟؟؟

    از خودش بخواه کهک بخواه دلت و از اون پاک کنه…

  66. حسین خانی گفت:

    هیچی نمیخوام از خدا تو چی میونی بفهمی که به من چی گذشته این چهار ساله مردمو زنده شدم اون روز به روز پیشرفت میکنه منم کارم شده علی بابا بهزاد پکسو دیس لاو گوش دادن امروز که شنیدم که عقد کرده داغ دلم تازه شد

  67. دلارام گفت:

    الان با خودت نگو که اینم دلش خوشه
    نه منم تجربه هایی داشتم که در حد مرگ
    ولی بعد اتفاقات نشستم با خدا حرف زدم از فرداش زندگیم زیرو رو شد

  68. دلارام گفت:

    تو از من چی می دونی که میگی نمیفهمت
    درک ات میکنم …
    مطمئن باش به روز باز باهاش رو در رو میشی

  69. حسین خانی گفت:

    با خدا خیلی دردو دل کردم حتی واسه رسیدن به اون نظر کردم دو روز روزه گرفتم درسته که دیگه حسی بهش ندارم از یادم رفته یجورایی فقط حسم بهش یجور نفرته ولی دیگه حوصله ندارم حتیدرسای دانشگاهمو نمیتونم بخونم

  70. دلارام گفت:

    خب بحثه منم اینه الان تو از دستش ناراحتی؟؟؟
    خب بیا پیشرفت کن خوشحال باش که یه روز که تورو دید به خودش بگه خاک بر سرم ببین کی و از دست دادم

  71. دلارام گفت:

    خب همین جواب خداس که از یادت رفته..
    خود تم باید تلاش کنی یا نه؟؟؟

  72. دلارام گفت:

    در ضمن باره آخرت باشه در موردم قضاوت میکنی

  73. حسین خانی گفت:

    گوشم پر از این حرفها بیخیال دلارام خانوم خسته شدم باور کن

  74. دلارام گفت:

    هدف و ایجاد میکنن
    فقط یادت باشه اون الان خوش بخته
    ولی زندگی اون ارزش نداره
    دلش بوی پا میده…
    یه روز لطمه میخوره
    باور کن

    من جای اون بودم هر بار به شوهرم نگاه میکردم وجدانم درد میکرد که خیانت کردم

    تو هم جوری باش که طرف مقابلت راحت باشه

  75. دلارام گفت:

    دلت میخواد ازم چی بشنوی؟؟

  76. حسین خانی گفت:

    من دیگه اونو نمیخوام اما هنوزم وقتی از دور میبینمش اتفاقی دلم میلزه پاهام بی حس میشه مشکل من خودمم نمیدونم چیه اره اون یروزی تقاص همه کثافت کاریشا میده

  77. دلارام گفت:

    نگفتی تک فرزندی؟

  78. حسین خانی گفت:

    یعنی چی بشونم منظرت زندگیه خودته

  79. حسین خانی گفت:

    نه ولی برادرمو خواهرم ازدواج کردن من کوچکتر از اونام

  80. دلارام گفت:

    بیا خود تم قبول داری که هر کاری جواب داره…
    پس بسپارش به اون بالایی …
    اون بالایی که قربونش برم جواب دل شکسته هارو بدجور میده

  81. دلارام گفت:

    الان چیکار میکنی؟
    کجایی

  82. حسین خانی گفت:

    خیلی وقت پیش سپردمش

  83. حسین خانی گفت:

    الان خونم هیچ کار اهنگ گوش میدم

  84. دلارام گفت:

    آفرین جواب شو میگیره
    اگه نگرف بیا بزن تو گوشم

  85. دلارام گفت:

    دوست داشتی کجا بودی؟؟

  86. حسین خانی گفت:

    نه بابا تو چه گناهی داری الان کاش کاش زیر یه خروار خاک بودم

  87. دلارام گفت:

    ااااااااااااااا
    از این حرفا نداریم هاااا
    دیگه تعطیل ناامیدی و اینجور حرفا.

    قشنگ بگو ببینم میخواستی تو یه کدوم قسمت زیبای دنیا که خدا نقاشی کرده، بودی؟

  88. حسین خانی گفت:

    کاش الان پیشم بود

  89. دلارام گفت:

    ای وای دیگه از اون هم حرف نداریم
    فعلا خدا با اون کار داره

    به جای دیگه

  90. دلارام گفت:

    راستی این حرف هارو چرا بهم گفتی؟؟

    الان حالت چطوره ؟ خوب شده؟

    بنطرت چه جور ادمیم؟

  91. حسین خانی گفت:

    اخ کجا هیجا همین خونه خوبه

  92. دلارام گفت:

    مثلا لبه دریا

    مثلا جنگل

    مثلا زهرمار
    آه یه من باهات بحرفم یه ذوقی برات به وجود بیارم که کلا تو هر حال امیدوار باشی

  93. حسین خانی گفت:

    خودمم نمیدونم چرا گفتم اونم تو سایت علی بابا واقعا مسخرس باور میکنی وقتی این حرفارو مینوشتم چند بار چشام پر شد شما رو شناخت نسبی که ادم خوبی هستید و با ادب

  94. دلارام گفت:

    سوال مو جواب ندادی
    بگو

  95. دلارام گفت:

    الان میری بخوابی؟؟

  96. دلارام گفت:

    راستی میدونی نزدیکیم؟؟؟

    منم تبریزم

  97. حسین خانی گفت:

    نه خوابم نمیاد کدوم سوالت

  98. حسین خانی گفت:

    اهان تبریز موفق باشی

  99. دلارام گفت:

    چه جالب میدونستی شبایی که خوابت نمیبره یعنی یکی به یادته

  100. حسین خانی گفت:

    راستی شما خودتونو معرفی نکردید

  101. دلارام گفت:

    هر وقت خواستی بری بگو به چیزی بگم بهت
    حتما ها

    آهنگ مورد علاقه ات چیه؟؟
    متولد کدوم ماهی ؟

  102. حسین خانی گفت:

    واقعا خدارو شکر که یکیم بیاد ماست

  103. دلارام گفت:

    هه
    تنهایی یعنی این عزیز
    سه ساعت پای حرف کسی بشنیی و نپرسه که حتی کی هستی؟؟

    باز به شما

    چندین نفر شده که باهاشون حرف زدم آرام شون کردم آخر گفتن
    خوب بخوابی….

    هه

    البته همشون مونث بود نا.

  104. حسین خانی گفت:

    تیر ماه اهنگ های غمگین

  105. دلارام گفت:

    عااالی بود ….
    همیشه واسه همه چی خدا تو شور کن

  106. حسین خانی گفت:

    شرمندم یادم رفت بپرسم ببخشید

  107. حسین خانی گفت:

    شکر میکنم

  108. دلارام گفت:

    نه بابا ….

    مهم نیست
    برام عادت شده دیگه
    خب بپرس بگم

  109. حسین خانی گفت:

    گاهی میخونم اونم غزل های حسین صفا شاعر هس

  110. حسین خانی گفت:

    چند سالتونه رشتتون چیه مشکل شما چیه

  111. دلارام گفت:

    آفرین ساعت ۲ بگذره می رم نماز شب بخونم اول اسم تو رو میگم که خدا زود فرشته هاشو بفرسته دو رو برت
    میدونم هستن ها ولی باز میگم که بیشترشن

  112. دلارام گفت:

    من مشکل ندارم
    شما هم نداری
    چون خدا رو داریم
    فقط کمی سختی…
    اینم ورقه خداس دیگه که ببینه چند می‌گیریم
    واسه بعض یا سخت ولی نمره مثبت
    وا سه بعضیا هم راحت بدون نمره

  113. حسین خانی گفت:

    خیلی ممنون ممنون که بیادمی رشتتون چیه

  114. دلارام گفت:

    من ۳ ساله تو پی یه معلمم

  115. حسین خانی گفت:

    پس چرا میگین تنهایین منظورتون اینکه مستقل زندگی میکنین

  116. دلارام گفت:

    بیاد بودن کسی تشکر نمیخواد….
    هنوز بر میدارم امسال

    نیمه دومم و اس همین
    تجربی

  117. حسین خانی گفت:

    چی معلمید

  118. دلارام گفت:

    معنی تنهایی وا سه من فرق داره
    نه با خانواده امم.
    منظورم از تنهایی ،، دلم هست
    من حرفای دلم و می نویسم و به کسی نمی گم
    چون نمی پرسن
    مثل خودتون که داشتین فراموش میکردین

  119. حسین خانی گفت:

    موفق باشید

  120. دلارام گفت:

    معلم ادبیات مدرسه مون

  121. حسین خانی گفت:

    این جوریم که سخته

  122. دلارام گفت:

    خانمه هاااا
    فکر بد نکن

    من یه قانونی دارم که در دل دو دوست نمیگنجد
    واسه همین با هیچ کی نبودم و نخواهم بود

  123. حسین خانی گفت:

    معلم ادبیات خوبه هیچ وقت فک نمیکردم که داستان زندگیمو تو وب سایت علی بابا بنویسم

  124. دلارام گفت:

    هه

    خدااااا
    خدااااا
    یه حکمتی داشته شاید اگه الان تنها بودی به اتفاقی می افتاد واسه همین خدا منو سر راهت قرار داد

    وای تو این یه سال به اتفاقاتی افتاد که بشنوی باور نمیکنی

  125. حسین خانی گفت:

    کاش منم از اول وارد دنیای به ظاهر عاشقی نمیشدم

  126. دلارام گفت:

    مثلا میگم ها

    تو اردو بهم گف میشه سرویسمون و عوض کنیم ، من میخوام پیش همکارام باشم
    منم قبول کردم

    من رفتم تو سرویس دیگه بعد سرویس ما به تصادف کرد و من ۱ هفته کما بودم
    ورقه ی من خیلی سخته
    بد جور دارم امتحان میدم

  127. دلارام گفت:

    به حکمتی داشته که دور و برت و بشناسی

  128. دلارام گفت:

    شاید اگه اون نبود تو راه ای دیگه میرفتی

  129. حسین خانی گفت:

    وااااا چه بد درکت میکنم

  130. حسین خانی گفت:

    نمیدونم ولی تا جایی که یادمه تا وقتی اون نبود تو زندگیم من عاشق زندگی بودم

  131. دلارام گفت:

    شخصیتم:

    به دختر مغروره خاکی و کنجکاو
    کمی فضول
    آروم و با محبت
    کمی شلوغ
    منظور از شلوغی به جاش بستگی داره
    مثلا هفته قبل خانم بهم به چیزی گفت خم شدم و دست شو بوسیدم
    و یجورر تظاهر کردم که انگار یه کاره معمولیه

  132. دلارام گفت:

    الانم هستی
    هستی به خدا هستی
    همین که الان داری حرف میزنی یعنی زندگی
    فقط داری تلقین میکنی همین….
    آروم آروم راه میفتی باز عاشق زندگی میشی
    مطمئن باش

  133. حسین خانی گفت:

    اینا نجابت تورو نشون میده این روزا دخترای هم سن سال تو وجدانشونو و خیلی چیزاشونو فروختن

  134. حسین خانی گفت:

    کاش دعا کن بتونم کنار بیام با مشکلات

  135. دلارام گفت:

    میدونی بدترین اتفاق چیه؟؟

    از زبون من رفته بودن به چیزی بهش گفته بودن
    وسط یه مدرسه زد تو گوشم
    پخش زمین شدم
    ..
    ..
    بعد که فهمید دروغ بود خودش مریض شد
    ..
    این کاره خدا بود …
    مطمئنم.البته مریض که شد منظورم این بود که مثلا حال نداشت
    نمیخندید
    باز من رفتم جلو و خم شدم و پاشو بوسیدم و گفتم سیلی تو برام نوازشه…

  136. حسین خانی گفت:

    معلمتون

  137. دلارام گفت:

    میدونم..
    ولی من میدونم واسه چی به دنیا اومدم

    من خیلی از خدا دم میزنم
    چون اون دنیارو دیدم تو یه هفته…
    قدر زندگیت و بدون

    قبل از اینکه تو بگی من دیروز تو مراسممون واسه امام حسین نشستم و برات دعا کردم
    امیدوارم اثرش و ببینی

  138. حسین خانی گفت:

    ممنون ابجی واقعا خیلی ممنون انشا الله

  139. حسین خانی گفت:

    اون دنیا واقعا دیدی چطور بود میشه یکم توضیح بدی

  140. دلارام گفت:

    من دنیام با همه فرق داره
    واسه همین تن هام

    نه نیستم تنها نیستم
    پس الان شما چی هستی؟؟؟!
    چه پر توقع ام با من!
    اه
    فکر کنم از نوع حرفام فهمیدین که نوع نگاه کردنم به زندگی فرق داره

  141. دلارام گفت:

    هه
    من از اولش داشتم گریه میکردم
    می گفتم من آرزو دارم
    من نمیخوام بمیرم
    خخخخخخخ
    باور کن ها راست میگم
    زیاد یادم نمیاد
    فقط اینو میدونستم که داشتم شکر میکردم که واسه خانم اتفاقی نیفتاده

  142. حسین خانی گفت:

    اره تقریبا فهمیدم نگاهت چجوریه به زندگی

  143. دلارام گفت:

    من نصف قرآن و حفظم

    نهج البلاغه رو حفظم

    شعر های حافظ و حفظم

    همه ی اسم های خدا رو هم حفظم

    کلا من درگیر خدام
    واسه همین خووووشبختم و تو هم چون با من حرف میزنی و داداشمی خووووووشبختی ….!
    تموم

  144. حسین خانی گفت:

    دلم خیلی پره خیلی

  145. دلارام گفت:

    وای سرم بدجور درد میکرد
    ۲۰ تا پله با سر اومدم پایین
    ولی الان با شما حرف میزدم خوب شد..

  146. حسین خانی گفت:

    افرین این روزا کمتر کسی پیدا میشه که مثل تو باشه

  147. دلارام گفت:

    از چی پره ؟؟ خب بگو دیگه

  148. دلارام گفت:

    ببین برو افتخار کن به بودنت که موجب شدی سر درد یه ادمی که قبلا هم سرش شکسته شده بود خوب شه….

  149. حسین خانی گفت:

    واااا چیزیت که نشد مواظب خوددت باش دلم پره دا نمیدونم چمه فک کنم چند وقته خدارو فراموش کردم

  150. دلارام گفت:

    من جات بودم و حال کسی و خوب میکردم الان واسه خودم جشن گرفته بودم
    که ببین چقدر خوبی که خدا از بودنت واسه خوب کردن حاله ادم اش استفاده میکنه

  151. دلارام گفت:

    نه نکردی مطمئن باش
    از نوع لحنت، شکرت معلوم بود خدا رو تو دلت داری

    من ام بهت حسودیم شد با…
    خدا بهت خیلی نزدیکتره

  152. دلارام گفت:

    نه نکردی مطمئن باش
    از نوع لحنت، شکرت معلوم بود خدا رو تو دلت داری

    من ام بهت حسودیم شد با…
    خدا بهت خیلی نزدیکتره از منه 😆

  153. حسین خانی گفت:

    وااا شوخی میکنی

  154. دلارام گفت:

    اااااا
    تو اول واسه خودت احترام بزار
    تو الان داری به خودت توهین میکنی یعنی به مهم توهین میکنی به خدا تم

    اسم تو ‘ ادمه’ و منی هم که دارم باهات حرف میزنم هم همچنین

    باور کن افتخار داره

  155. دلارام گفت:

    نه نصفه شبی من شوخی دارم؟؟
    نه شوخی دارم؟؟؟

    میازار موری که دانه کش است
    که عمویش در کانادا هفت تیر کش است!!

    عزیز هر کی واسه خودش یه طرفداری داره حتی مور’!

  156. دلارام گفت:

    ببین چه لذتی داره طرفدار آدم خدا باشه ….

    بخدا راست میگم سر در دم خیلی خوب شده

    باور کن به خدا نزدیکی
    نزدیکی که با من می حرفی والا

    خخخخخخ
    اعتماد به نفس و
    ولی جدی جدی خدا رو داری

    هر چقدرم بد بگی صاحب اسمت نمی زاره که باشی

  157. حسین خانی گفت:

    جالب بود ابجی دارم میرم بخوابم یواش یواش واقعا ممنون واسه حرفات دلم پر بود سبک تر شدم

  158. دلارام گفت:

    بفرما حافظم میگه که خیلی خوب و با خدایی فقط بعضی مواقع شیطان ناامیدت میکنه
    فال حافظ زدم برات با اجازه

  159. حسین خانی گفت:

    ابجی زیادی داری هندونه میزاری تو زیربغلام ولی بازم ممنون

  160. دلارام گفت:

    نررررررو
    جواب مو بده بعد

    حالت خوب شد؟؟؟

  161. دلارام گفت:

    من اهل پپسی نیستم واقعیته

  162. حسین خانی گفت:

    اره ابجی بهتر شدم ممنون که اینقده برام ارزش قاعل شدی واقعا ممنون

  163. دلارام گفت:

    یعنی عاشق خدام که عاشقته

    شبت یعنی فقط سرشااااار از یاد خداها

    شب و روزت بخیر

    فردا خواستی بیای ساعت۱۱ بیا

  164. دلارام گفت:

    عزیزم واسه چیزه قابل دار ارزش قاعل میشن دا

  165. حسین خانی گفت:

    امیدارم به لطف و کمک خدا به هرچی که میخوای برسی فقط گفتی قبل رفتن یه چیزی میخوای بگی

  166. دلارام گفت:

    کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند دنیا؟

    چه میدانی تو از امروز…؟

    چه میدانم من از فردا…؟

    همین یک لحظه را دریاب…

    که فردا قصه اش

    فرداست………..

  167. حسین خانی گفت:

    باشه اگه خونه باشم میام

  168. حسین خانی گفت:

    که فردا قصه اش فرداست ممنون فعلا شب خوش

  169. دلارام گفت:

    خواستم بگم اگه به روز از همه دنیا سیر شدی
    بدون یکی مثل من هست که همه رو دوس داره
    حتی کسی که بخاطرش سیلی خورده

    مطمئن باش خدا خیلی دوست داره که من و چهار ساعت میخکوب کرده رو تخت گقته ییا با این بنده ام بحرف و من و یادش بنداز
    خودشان دقیقا امروز…

  170. دلارام گفت:

    شبت کپی شبه من…قشنگ شیک و مجلسی… 😛🙋😉😉😉😉

  171. دلارام گفت:

    راستی این صفحه هم پر شد

    خواستی بیای بیا صفحه۴ آهنگ سرباز۲ این‌طوری کسی نمیفهمه چه خبره

    ممنون
    فعلا

  172. درسا گفت:

    مرسی علی حالمو عوض کردی

  173. آروین گفت:

    سلام میگم جز حسین و دلارام اینجا کسی نیست
    هه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.
برای ورود به کانال تلگرام >>>علی بابا<<< کلیک کنید